سيد جلال الدين آشتياني
39
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
فرق بين نظر حكماى مشاء و صدر المحققين فلاسفه مشاء وجود را امرى اصيل و ماهيت را از امور اعتباريه مىدانند ، روى مبناى اصالت وجود اين دسته از دانايان - قدست اسرارهم - عليت و معلوليت را در انحاى وجودات دانسته و چون تساوى در رتبه و مرتبهء وجودى ، منافات با عليت و معلوليت دارد ، قهرا وجود هر معلول محدود بهحدى است كه از آن به ما يقال فى جواب ما هو و ماهيت تعبير نمودهاند ؛ هر ممكنى بنابراين طريقه مركب از دو جهت است : جهت وجودى صادر از حق و جهت ماهوى لازم هر وجود خاص . شيخ الرئيس ( ره ) در الهيات شفا فرموده است : « و الذي يجب وجوده بغيره دائما إن كان فهو غير بسيط الحقيقة ، لان الذي له باعتبار ذاته غير الذي له باعتبار غيره ، و هو حاصل الهوية منهما جميعا في الوجود و لذلك لا شيء غير الواجب عرى من ملابسة ما بالقوة فهو الفرد و غيره زوج تركيبي » فلاسفهء مشاء وجودات را حقايق متباينه به تمام ذات مىدانند ، چون تمايز بين دو شىء نزد مشاء يا به تمام ذات است ، مثل تمايز اجناس عاليه از يكديگر . بين اجناس عاليه جهت اشتراك ذاتى وجود ندارد و هر مقولهاى به تمام ذات از مقوله ديگر تميز دارد و مفهوم عرض از اعراض عامه و معقولات ثانيه است و اشتراك در عرض عام ، مستلزم تركيب نخواهد شد . يا تمايز به بعض ذات و جزء داخل در ذات است ، مثل تميز انواع مشتركه در جنس واحد . و يا تميز به منضمات و امور خارجهء از حقيقت ذات است ، مثل تميز افراد نوع واحد كه در ذاتيات مشتركند و به امور عرضيه متميز . مشائين چون به براهين متعدده بساطت وجود را اثبات نمودهاند و حقيقت وجود را از سنخ ماهيات نمىدانند و تمايز مذكوره در ماهيات جارى است ، ناچار ميّز وجود علت از معلول را به نفس حقيقت و ذات مىدانند . اشراقيون چون تشكيك در افراد طبيعت و حقيقت واحده را جائز مىدانند ، قسمى ديگر از تمايز